سفر سنگینگذار نوروزاز «جشن ملی» به «کنش اجتماعی و کارکرد هماهنگ منطقهای»
نوشتهی رحمتالله بیژنپور، نویسنده و پژوهشگر
مقدمه
نوروز در ذات و ماهیت خویش، نه یک برساخت قراردادی انسانی (Social Construct) است و نه فرآوردهای صرف از اندیشههای اجتماعی زمانمند. این آیین کهن، بیش و پیش از آن که درحوزهی نهادهای فرهنگی و نظامهای نمادین تعریفپذیر باشد، برآمده از منطق درونی هستی و همنوا با چرخههای خودسامان طبیعت (Self-organizing Systems) است. نوروز، زایش همیشگی هستی در آستانهی دگرگونی است؛ لحظهای که نظم کیهانی، با خلاقیت زیستی و سازوارگی پویا (Dynamic Adaptation)، خود را در رویش و رستن، در شکفتن و بالندگی و دردادوستد مداومِ زمین با آب و آفتاب، عیان میسازد.
در این گردش پیوستهی زمان و طبیعت، نوروز نه حادثهای مقطعی، که فرآیندی تداومی (Continuum of Becoming) است. هنگامی که میآید، میزاید و میافزاید و آنگاه که درامتداد خویش قرار میگیرد، میآفریند و میآراید. اگر انسان نتواند این چرخش شکوهمند و سازمند را در ژرفای هستی دریابد و زبان اندیشه را برای تفسیر آن به کارگیرد، هنوز با پهنهی رازآلود و افق درخشان این گلگشت نمادینِ هستی، آشنایی کامل نیافته است.
بر هر دانشمند و فرهیختهی آگاه، سزاوار است که دست خرد را بگیرد و خویشتن را به دشتها و دامنههای روشنِ طبیعت بسپارد تا دریابد که در کاسهی این هستی، چه میزان آگاهی، دانش و نظم زیستی (Ecological Intelligence) نهفته است. تنها در این سلوک معرفتی است که میتوان فهمید این همه رستن، پیوستن و بالندهشدن حیات، چگونه در ژرفنای خاک نهاده شده و با گوناگونی همساز به شکوفایی میرسد.
در این وادی، باید زبان آب و باد و خاک و آفتاب را آموخت؛ زبانی که انسان، بخشی از آن را شناخته و بخشهای گستردهای از آن هنوز درپردهی نادیدنیها پوشیده مانده است. آنچه دانشمندان، هستیشناسان و پژوهشگرانِ خردمند تا کنون شناسایی کردهاند، تنها بخشی ازگسترهی عظیمی است که از دل ناشناختهگی به قلمرو شناختپذیری (Epistemic Domain) راه یافته است.
انگیزهی این نوشتار، آن است که از میان همهی لایههای آشکار و پنهانِ ماهیت پهناور نظم نوروز (این آیینِ برآمده از خرد نیاکان) را از فروکاستن به یک جشنِ صرف، آن هم دربرکشیدهی داستانهای اساطیری برهاند؛ چرا که نوروز با خورشیدوارهگی آشکار و نهان خود، نیرویی کشنده و زایندهای است که میتواند کنشگر انسانی را به بازاندیشی در نسبت خویش با طبیعت، جامعه و نظام پیرامونی دیگری فراخواند. تقلیل نوروز به مناسک آیینی، چشمفروبستن بر ظرفیت عظیم آن به مثابهی تجربهی زیستی طبیعی در همه گسترهی تاریخی درکنار سرمایههای فرهنگی و اخلاقی (Cultural & Ethical Capital) است.
از اینرو، بایسته است که با پیشوازگرفتن از میراث پیشینیان، نوروز را به پایگاه کنش اجتماعی (Social Praxis) و بستری برای همافزایی کارکرد و کاربرد منطقهای، همبستگی انسانی و اخلاق زیستمحور بدل کنیم. برهمین مبنا، سفرنامهی نوروز امسال را «گذرنامهای خوش» نام نهادهایم؛ گذرنامهای آفتابی برای عبور آگاهانه از«جشن ملی نوروز» به «کنش اجتماعی و کارکرد هماهنگِ منطقهای نوروز».
بخش نخست
گذارِ نوروز از «جشن ملی» به «کنش اجتماعی و کارکرد هماهنگِ منطقه ای»
الف) گذار از آیین به کنش اجتماعی
در چنین هدفی با این وسعت و پهنای اجتماعی، رویکردی تازه نسبت به نوروز را می سزد که تمدنی باشد، نه صرفاً آیینی. نوروز اگر تنها به جشن سهروزه، موسیقی و تعطیلی فروکاسته شود، شأن تاریخی و ظرفیت جهانگستر خود را از دست میدهد. اگر به مثابهی یک بینش تازه به فلسفهی زندگی، اخلاق جمعی و یک پروژهی فرهنگی در زندگی انسانی پایدارگردد تا با فهم و درک نوین از ماهیت آن، اجرایی شود، میتواند همانگونه که در طول چندهزارسال بوده، باز هم با ماهیت و کارشیوههای دیگری، الهامبخش جهان امروزگردد. برای این هدف، میباید طرحی چندلایه و کلان ارائه شود؛ طرحی که هم درخور شکوه نوروز باشد و هم با نگاه خلاقانه و معاصر سازگار آید. به همین هدف، نوروز را در چند زمینهی مشخص میتوان درخور بازبینی، بازشناسی، بازخوانی و بازآفرینی غیرطبیعی (اجتماعی ـ اخلاقی) ساخت.
ب) گذار از«جشن» به «جهان بینی» (بازخوانی فلسفی نوروز)
نوروز در ماهیت خود پیش از آن که مراسم باشد، اندیشه است؛ ابتداییترین و آسانترین روش شناخت و تجربهی آغازین انسان با هستی پیرامون آن است؛ دقیقاً همان گونه که آشتی انسان با طبیعت، تقدم نوشدن بر تکرار و یک نواختی، پیروزی روشنایی بر رکود است. برابری انسانها درآغاز سال، چرخشی است که در هنگامهی آن امید به اصلاح (نه انتقام ازگذشته)، بازسازی خویشتن (نه ماندن در دام عادتها و هذیانآموزی یا آموزههای عبث)؛ چه اینها همه نگرشاند، اندیشهاند. انسان دارای خرد و دانش نمیتواند از کنار چنین سرچشمهی جوشانِ انگیزهبخش و اندیشهپذیر، به سادگی و بدون کنش علمی بگذرد. همینجاست که باید فلسفهی «بلخ، بنیاد نوروز» را با مکتب «جمشید آیینی» به میدان پیدایی ببریم و برای آن از دانش کلاسیک نوروز و فلسفهی زرین آفتابمحور، در زندگی گذشتگان و امروزیان جهانبینی نوروز را تعریف نماییم.
پیشنهاد عملی: گذار نوروز از آیین به اندیشه، تنها یک آرمان و خوشبینی و یک فانتزی نیست؛ این فرایند میتواند ظرفیت نوینی را در اندیشه و سنجش خردمندانه از نوروز و نام و نسبت آن در حوزهی کنشگری و عملیاتی امروزمان ایجاد نماید. در این میدان، کارهای زیادی را برای اجرای قراردادهای نوین فکری و اجتماعی میتوان روی دست گرفت:
1) تأسیس «بنیاد فلسفی نوروز» با حضور اندیشمندان منطقه و جهان؛ «بلخ، بنیاد نوروز» میتواند همین بنیاد جهانی فلسفی نوروز را پیشنهاد نماید.
2) انتشار بیاننامهی نوروز با محورهایی چون صلح و باهمی، حفظ محیط زیست، تأمین کرامت انسانی، تضمین همزیستی فرهنگی، آشتی با طبیعت و زمین و دریافت رمز در اندیشهی زندهپروری انسانها، ایجاد زمینههای شادی و شادزیستی، آفرینش افکار سازنده و پایدار، واردنمودن نام نوروز در متن زندگی، درک خلاقانه و تازهای از باورهای انسانی نوروز و….
3) گنجاندن فلسفه و آیین نوروز در نظام آموزشی با کوریکولم علمی و ارایهی پایههای نظری آن در مقام یک ایدیولوژی یا جهاننگری نوروز (نه فقط تاریخ آن؛ بلکه فراتر از آن به گونهی عاملانه و همهشمول).
4) معرفی مکتب خردبنیاد «آیین جمشیدی» با پیشنهاد «بلخ، بنیاد نوروز» در کنگرهی جهانی و یا کانون جهانی نوروز (2026).
5) معرفی اعضای کنگرهی جهانی نوروز از میان دانشمندان، پژوهشگران، سرایندهگان، تاریخنگاران، گذشتهشناسان، ارباب آیینشناسی، روشنفکران مذهبی، متصدیان نهادها و برخی شخصیتهای سازمانگرِ توانمند، دولتمداران و نوروزشناسان.
ج) نوروز به مثابهی آیین اخلاقی و اجتماعی
گذار از سنتهای نوروز به قراردادهای اجتماعی:
- سنتها و اخلاق خانهتکانی به شمول جامعهتکانی، خودتکانی (پاکسازی درون)، خودسازی ارزشی، عادتتکانی، باورتکانی، تکاندادن منش و کنش، نگرش و بینش و همه رویدادهای زندگی در جهت دوبارهبینی، دوبارهسازی و بازآفرینی راستین برای بهبود و بهترشدن.
- آرمان شهروندی دانشمندان و آموزگاران جامعه، بیان شجرهنامهی وارثان دین و دانایی را در جهت رسیدن به آرزوهای نیک (بزرگ و کوچک)، به خوبی و درستی ترسیم نمایند.
- ساختن آرمانشهر سازندهگی و خلاقیت نوروز، ذاتاً و در ماهیت خود همین آرمانشهر انسان تکاپوگر و آفرینشگر، سازنده و باورآفرین، موشگاف و اندیشهگر در محیط و جامعه است.
- پیمان شهروندی اخلاق اجتماعی، نشانگر آن باشدکه در هر نوروز باید میان نهادهای آموزشی، ارزشی و منشی با یکایک مردمان و انسان نوروزباور (همگان) پیمان شهروندی بهسر شود و مفاد آن در جادهی زندگی پویا و پایدارگردد.
- اخلاق مداراخویی انسانی؛ این اخلاق در تربیت آحاد جامعه برود و گذشت و مدارا به شمول کاراکتر بخشش، نقد خود برای پذیرندهگی، آموختن فلسفه و پیامد گذشت، یادگیری فلسفهی مردمیاری، بازسازی و استحکام روابط سودمند در میان مردم، ریشهدارترشود؛ پیمان ارزشمند با خانواده، اطرافیان و بستهگان، دوستان و آشنایان در هر نوروز تا این قرارداد نیرومندتر و پایدارتر شود.
- تحکیم هوشیاری در امر یاریگری
- اخلاق نیاکانی «دلیاوی/دلیابی» در برابر «نادلیاوی/نادلیابی» را ریشهدارترکنیم؛ پیوند و پیامد آن را به روشهای کارآمد (دید و بازدید، مدارا و دلجوییکردن، تحکیم روابط اجتماعی، خودشناسی و خودارزیابی، گسترش فضیلت و فرزانهگی) پیوند بزنیم.
- اخلاق توانافزایی کارساز؛ مبارزه با دیوهای غفلت و خیانت، ناتوانی و نازایی، درماندهگی و دریوزهگی، حسادت و کینه، سستی و بیپروایی و… فعالانه صورت بگیرد. در همین حال، مثبتاندیشی و خوشبینی در همه امور و سرانجام شناختن سرچشمهها و سرمایههای اجتماعی از توجه دور نماند.
د) سنت «هفتهی اخلاق نوروزی» پیش از نوروز
- شهریاری و محیط آرایی: پاککاری عمومی و حشَر در شهر و ده، گندزدایی و آشغالروبی محیطی و پیرامون محل زیست در یکی از روزهای رخصتی هفته به مدت 2 ساعت؛
- آشتی کنان؛ آشتی ملی و برخورد اجتماعی، گذشت و پوزشخواهی متقابل در میان عامهی مردم به خصوص رنجیدهگان و آزردهگان و تحکیم آشتی دولت با ملت؛
- بخشش نوروزی در تحت پیمان نوروزی دولت و مردم، آزادی زندانیان کمخطر؛ تعصبِ مثبتورزیدن در پیوند با رهایی زنان از زندان؛ آزادنمودن برخی زندانیان با پیشنهاد و تضمین مردم به عنوان هدیهی نوروزی دولت به مردم؛
- بخشندهگی مالی دولت و تجار ملی از بدهیهای خُرد در برابر افراد کمبضاعت و فقیر، تا آنجا که به یک سوء استفاده و برداشت بد، سنت نشود؛ رضایتمندانه بگذرند.
- معرفی فهرست یاریشوندهگان مالی ـ ملکیتی: «بنیاد آبادی» در نوروز به دولت و مردم گزارش می دهد که در نوروز امسال به چه تعداد از فقیرترین خانوادهها به دریافت مساعدت مالی و سرپناه، مزدگانی دریافت می نمایند.
ر) «نیکسرشتی و نیکوکاری»
در سنت و یا قرارداد اخلاقی نوروز، برخی روشهای منشی و اخلاقی تازه، باید معرفی شوند تا مردم در بومیسازی و رواج این رفتارها، خود پیشگام باشند. راهاندازی سنت تازهی نیکوکاری در ادامهی راه و رفتار نیاکان نیکنام با پوشش و پویشهای مردمی با شعارها و روشهای نیکویی چون: «نوروز بدون کینه»، «نوروز با دستِ بخشنده»، «نوروزِ یافتن روز سعادت و نیکبختی»، «نوروزِ آزادی و آزادهگی»، «نوروز شادی و شادمانی»، «نوروز نوجامهای، نوآرایی و نوپیرایی» و «نوروز نوخانهای (صاحب آشیانهشدن بیخانهها) در سنت سده و هزارهی نوروز[1]».
ز) نوروز و طبیعت (از نماد به مسوولیت)
نوروز، خود بزرگترین جشن اکولوژیک جهان است.
پیشنهاد عملی
یکم: هر نوروز، آغاز یک پروژهی سودمند ملی ـ محیط زیستی در این زمینه است:
- احیای جویبارها، نهرها و آبریزها از دل رودخانهها؛
- کاشت درختهای بومی و میوهدار در هر جایی که مساعد آن باشد (توسعهی سرسبزی).
- پیوند گذراندن جنس درختهای میوه در درختان بدون میوه در دامنهی جنگل (هر جایی که مساعد و مناسب این برنامهی سازندگی باشد؛ مخصوصاً تاکهای انگور للمی در درختان بزرگ و متوسط جنگل در دره ها و کنارجادهها؛
- حفاظت از تنوع زیستی (نباتی ـ حیوانی)؛
- تبدیل «جنگلهای ساده به جنگل درختان میوهدار» از نماد خودرویی به نماد آگاهی زیستمحیطی یا محیط سرسبز. نظام فلاتی ـ زراعتی دولتها در تعمیم این «سنت سبز نوروز»؛
- اعلام پیمان ملیِ «جشن نوروز سبز» توسط دولت و ملت.
بخش دوم
رفتارها به نوروز
اول) نقش مسجد در نوروز
علمای دینی، روحانیان و ملاامامان، نخستین پایگاه روشنگری دربارهی سنتهای نیکوکاری و آفرینشی نوروز از حنجره و روزنهی مسجد برای مردم باشند. دانشمندان خداشناس و آگاه به فلسفهی رویش و زایندهگی (که قدرت الهی است)، چنین باوری را در فلسفهی نوروز جستجو نمایند. مسمومات عربزدهگی، جهلگستری در زیر نقاب دین و نفرتپراکنی افراد ناشی و نادان باید در ذیل قوانین سختگیرانهی نظم اجتماعی ـ طبیعی مهار شود.
علمای راستین و دانشخو باید «خطبههای سبز، خطبههای آبی، خطبههای رنگین پاییزی و خطبههای…» را تنظیم و برای مردم ارشاد بدارند. این خطبهها یعنی جمالشناسی الهی در طبیعت؛ روانشناسی اجتماعی در طبیعت و طبیعتشناسی انسانی.
دوم) نوروز و هنر (خلاقیت به جای تکرار)
نوروز، زایندهی هنر نو باشد؛ نه بازتولیدکلیشهها.
پیشنهاد عملی
برای هر زمینهای از کارهای خلاقانه و ابتکاری که فراتر از جشن نوروز را در بر بکشد، باید برنامهای سامانمند ساخت؛ منباب نمونه در زمینهی هنر میتوان به برگزاری جشنوارهی بینالمللی هنر نوروزی متمرکز بود بر:
- رشد کیفی موسیقی معاصر با ریشههای کهن،
- رشد میدانداری در تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی با الهام از نوروز،
- حمایت از هنرمندان جوان برای بازآفرینی نمادهای نوروزی،
- بهرهیافتن از نوروز (نه فقط به عنوان میراث تاریخی و فرهنگی در سنت پیشینیان، بلکه) به عنوان منبع تولید انگیزه و بازآفرینی هنرنو،
سوم) نوروز و دیپلماسی فرهنگی (زبان مشترک منطقه و جهان)
نوروز میتواند آنچه را که سیاست و عرصههای دیگر از آن ناتواناند، محقق کند.
پیشنهاد عملی
- برگزاری «نشست کانون جهانی نوروز» با حضور سازمانها، نهادها و کشورهای نوروزباور،
- استفاده از نوروز به عنوان ابزار گفتوگوی فرهنگی،
- کاهش تنشهای منطقهای، تقویت هویت مشترک انسانی،
- معرفی نوروز در سازمانهای فرامرزی، منطقوی و جهانی نه فقط به عنوان جشن، بلکه به عنوان الگوی انکشاف ساحت انسانی برای همزیستی، صلح و توسعهی فرهنگی.
چهارم) نهادینهسازی و پایداری نوروز
نوروز نباید وابسته به اشخاص یا مراجع و مقاطع سیاسی باشد.
پیشنهاد عملی
- ایجاد «بنیاد اقتصادی نوروز»
بنیاد اقتصادی نوروز، خود پایدارکننده و ماندگارسازندهی فرهنگ نوروز در بینش و نگرش مردمان این حوزه میشود. این بنیاد با ساختار مستقل و رسمی، نهاد مردمی با حمایت دولت است. مردم در آن، عضو دایمیاند و دولت سازماندهی ترتیبات فعالیت در آن.
- ایجاد «آرشیو دیجیتال جهانی نوروز»
برای گردآوری و جفتوتاقداشتن دستآوردهای تحقیقی متکی بر متون، آیینها، کارکردهای مردم و دولت،
- سرمایهگذاری در پژوهشهای میانرشتهای دربارهی نوروز (علمای نوروزشناس، نهادهای پژوهشگر نوروزی، برای بهترشناختن نوروز در زمینههای گوناگون تحقیق میکنند و دادهها را در آرشیف آن میگذارند).
- ایجاد «دانشسرای نوروز»
دانشسرای نوروز، مرکز آموزشهای ویژه برای انکشاف محتوایی در پیرامون نوروز است که در پایتخت یا در شهرهای بزرگ میتواند تشکیل گردد و هزینههای آن با یارانههای دولت و درآمدسازی «بنیاد اقتصادی نوروز» سنجش میگردد.
کلیترین طرح برای برنامههای نوروز
- نوروز به مثابهی پروژهی ملی، فراملی و بین المللی است. نوروز و مفاهیم هموند با آن باید در همین سطح و ظرفیت، مدنظر باشد و درآینده به خوبی ارتقا داده شود.
- نوروز از جشن و خاطره به برنامه بگذرد. نوروز تنها یک جشن نیست؛ یک آیین باستانی محض هم نیست، بلکه راه و گونهای پیشرفت راستین زندگی انسانی و انگیزهی متحولساختن متن زندگی است.
- نوروز از مراسم به معنا تحول نماید. درگذشته فقط سنتهای بازمانده از نوروز را تجلیل مینمودند. اکنون سنت دیگری با دامنه و وسعت بهتری برای نوروز به وجود آید و با انکشاف دریافتهای انسانی متحول شود.
- نوروز را ازگذشته برهانیم و به آینده پیوند دهیم. نوروز تاریخی، باورتاریخ است؛ نوروز انسانی، باور انسان امروز است. باید این باور در دل آن باور فرو بنشیند و نوروز انسانی به مفاد و مصلحت انسانی رشد یابد. یعنی نوروز پیش از آن که تاریخی باشد، به نگر واقعی انسانی شود.
- نوروز میتواند منبع الهام و انگیزهی آموزش باشد. نظام آموزشی کشورهای جغرافیای نوروز، نوروز را در برنامههای پایهای آموزشی برای نسل جوان جابهجا نمایند و از این طریق به دانشخویی، دانشجویی، دانشگرایی و دانشباوری برسند و از افراطیگری و ویرانگری دور ساخته شوند.
- نوروز نه نوستالژیک، بلکه پویایی و نوگرایی باشد.
- نوروز، فرصت بزرگ برای چالشزدایی
- نوروز، نوشدن طبیعت، انسان، جامعه و جهان
- نوروز، مسوولیت دولت، سنت مردم و نیاز جامعه
- نوروز، باورنخبهگان، جشن دهقان و رمز رازآشنایان
نقشهی اجرایی سالانهی دولت برای نوروز ۱۴۰۵، طرح اقدام، قابل اجرا و جمعی که بر مشارکت کشورهای جغرافیای نوروز استوار است و دو محور مورد نظر این طرح:
- نوروز به مثابهی آیین اخلاقی ـ اجتماعی
- نوروز به مثابهی مسوولیت مشترک در برابر طبیعت (زمین)
نقشهی اجرایی سالانهی دولتها برای نوروز ۱۴۰۵
مشترکات مهم آیین نوروز:
ـ نوروز، فرصت مشترک
ـ نوروز، ارزش اسطورهای ـ تاریخی مشترک
ـ نوروز، منبع الهام مشترک
ـ نوروز، هویت تمدنی مشترک
ـ «نوروز، ارزش مشترک
ـ نوروز، بستر فرهنگی مشترک
ـ نوروز، اعتدالگرایی مشترک
ـ نوروز، مدنیت و اخلاق مشترک
ـ نوروز، طبیعت و زندهگی مشترک
ـ نوروز، فرایند و آیندهی مشترک»
چشماندازکلان: گذارِ نوروز از جشن ملی به یک کنش هماهنگ منطقهای
ـ سرمایهی اخلاقی جوامع نوروزی را تقویت کند.
ـ اقدام مشترک زیستمحیطی پایدار ایجاد نماید.
ـ همکاری فرهنگی ـ اجتماعی دولتها و ملتها را نهادینه سازد.
ساختار راهبری
نهاد هماهنگکننده: کمیتهی عالی نوروز ۱۴۰۵
اعضای اصلی:
ـ وزارت فرهنگ (مساجد)
ـ اکادمی ملی
ـ وزارت محیط زیست
ـ وزارت امور خارجه
ـ وزارت آموزش و پرورش
ـ نمایندهگان جامعهی مدنی
ـ نمایندهگان کشورهای حوزهی نوروز
محور اول: اقدام جمعی اخلاقی ـ اجتماعی
«پیمان اخلاق نوروزی کشورهای نوروز»
هدف: بازسازی اعتماد اجتماعی، همبستگی منطقهای و ترویج ارزشهای انسانی نوروز.
اقدامات اجرایی:
- امضای «پیمان اخلاق نوروز» با مشارکت کشورهای نوروزی (ایران، تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان، آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، عراق، پاکستان، هند و…).
- مفاد مشترک پیمان
ـ ترویج آشتی، مدارا و گفتوگو
ـ حمایت از اقشار آسیبپذیر در آستانهی نوروز
ـ تقویت نقش خانواده و پیوندهای اجتماعی
ـ مخالفت با خشونت، نفرتپراکنی و روشهای غیر اجتماعی
- هفتهی منطقهای «نوروز و همبستگی انسانی»
ـ برگزاری همزمان برنامههای مردمی در تمام کشورهای عضو
ـ تبادل پیامهای رسمی سران کشورها با محتوای اخلاق نوروزی
ـ برنامههای مشترک رسانهای (تلویزیونی و دیجیتال)
ـ هماهنگی مردمان این کشورها برای سفر نوروزی در دل این کشورها
اقدام جمعی زیستمحیطی
پروژهی سبز نوروز ۱۴۰۵خورشیدی
هدف: تبدیل نوروز به بزرگترین کنش هماهنگ محیط زیستی منطقه
اقدامات اجرایی:
- انتخاب یک شعار واحد منطقهای؛ مثال: «نوروز، پیمان ما با زمین»
- پروژهی مشترک منطقهای، یکی از موارد زیر (یا ترکیبی از آنها):
ـ کاشت همزمان درخت بومی در تمام کشورهای عضو
ـ حفاظت مشترک از منابع آبی فرامرزی
ـ احیای مراتع و زمینهای آسیبدیده
ـ کاهش پلاستیک در آیینهای نوروزی
- روز اقدام سبز نوروز
ـ یک روز مشخص پیش یا پس از نوروز
ـ مشارکت مدارس، دانشگاهها، نهادهای مدنی و مردمی
ـ پوشش رسانهای مشترک منطقهای
مشارکت مردمی و آموزشی
اقدامات اجرایی «نوروز از دولت تا مردم»:
ـ تدوین بستهی آموزشی مشترک نوروز برای مدارس کشورهای عضو
ـ مسابقات دانشآموزی و دانشگاهی دربارهی نوروز و یا مفاهیم دیگری:
- اخلاق نوروزی
- حفاظت از طبیعت
- پویشهای مردمی فرامرزی در فضای مجازی با هشتگ واحد
محور چهارم: دیپلماسی فرهنگی نوروز
«اجلاس وزرای فرهنگ و محیط زیست کشورهای نوروز»
اهداف اجلاس:
ـ ارزیابی اجرای برنامهها
ـ تبادل تجربهها
ـ تصویب برنامهی نوروز ۱۴۰۶
ـ تقویت همکاریهای پایدار
جدول زمانبندی فشرده
اقدام عملی زمان اجرا
- تشکیل کمیتهی عالی رایزنی دیپلماتیک تابستان 1405 خورشیدی
- تدوین متن «پیماننامهی اخلاق نوروزی» میزان 1405
- آمادهسازی پروژهی سبز (روند آموزشی) زمستان 1405
- اعلام رسمی برنامهی منطقهای (کلانبرنامه) حوت 1405
- اجرای همزمان اقدامات در کشورهای عضو نوروز 1405
- ارزیابی و گزارش منطقهای، ولایتی و جمهوری بهار 1405
دستآوردهای مورد انتظار
ـ ارتقای جایگاه بینالمللی نوروز (فراتر از یک آیین)
ـ تقویت اعتماد و همبستگی منطقهای (دپلماسی نوروز)
ـ مشارکت واقعی مردم، نه صرفاً مراسم (باور واقعی نوروز)
ـ نوروز، الگوی اقدام جمعی انسانی زیستمحیطی (برساخت الگویی نوروز)
پیامد و نتیجه
ـ این نقشهی اجرایی، نوروز را دوباره میآفریند.
ـ نوروز از «جشن ملی» به «پروژهی منطقهای» ارتقا مییابد.
ـ از «نماد فرهنگی» به «کنش اجتماعی بزرگ و سنت اخلاقی و زیستمحیطی بدل می شود».
ـ نوروز از «مناسبت تقویمی» به «مسوولیت مشترک آیندهساز» ارتقا داده میشود.
- متن رسمی «پیمان اخلاق نوروزی» تدارک گردد.
- دعوتنامهی رسمی دولت به کشورهای نوروزی مسوده شود.
- الگوی ارزیابی و شاخصهای موفقیت طرح ترتیب شوند.
[1]. سنت «سده و هزارهی نوروز» یعنی دولتهای متعهد به جغرافیای نوروز از کنگرهی جهانی و یا کانون جهانی نوروز در برابر مردم خویش متعهد میشوندکه هر نوروز به تعداد صد/هزار خانواده را از چالش بیسرپناهی با هدیهنمودن یک آپارتمان (خانههای نوروزی، به مقتضای پروژههای ساخت آشیانه) برخوردار بگردانند.